تبليغاتX
ظهور عشق

ظهور عشق

شروع
مي کنم به از تو نوشتن کاغذ مست مي گردد قلم به رقص در مي آيد نمي دانم
چرا هر وقت مي خواهم چيزي از تو بر روي کاغذ بياورم واز تو بنويسم
وجودم،قلمم،کاغذم همه و همه به وجد مي آييم.عزيزم!تمام شب در خيالت گريستم
هنوز پاييز چشمانت را روي شاخه هاي سرد انتظار جستجو مي کنم نمي داني چقدر
محتاج نوام.هنوز کاغذهايم به شوق نگاهت رنگ کاهي را پس مي زند وتمام شب
وتمام ثانيه ها، يکي يکي مي گذرندوبه دريا ها اشک هايم روان مي شوند انگار
تاب ديدن پاييز چشمانت را ندارد کاش برگردي زود،کوچه بي تو دل تنگي دارد
کاش برگردي زود ومي ديدي که دلم بي تو چه حالي دارد ببيني که هنوز حلقه
زرد خورشيد داغ تنهايي من را دارد کاش زود برميگشتي تا قاب عکس روي ديوار
تهي از چهره تو نباشد وتمام صفحات دفترم از حرف ونگاه واسم تو پر شود کاش
زود بر مي گشتي.تو اگر برگردي من تمام شاخه هاي گل ياس را با تمام احساس
تقديمت مي کنم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387 1:0 توسط پروانه |


بر روي کاغذ سفيد با قلبي از محبت سرشار

خواستم واژه اي بنويسم که بماند در ذهنت يادگار


هرچه فکر کردم چه بايد نوشت و اين ورق راکرد سياه


واژه اي به ذهنم خطور نکرد جز اينکه دوستت دارم بسيار


گرچه سخت است دوري ولي مي دانم اين را


که مي کنمت هر روز ياد  ، آن هم بطور کرار


دلم به دلت گره خورده که نمي توان کردش باز


گره اش را با مهرباني کردي کور اي سالار


دستان گرمت را همواره بايد فشرد با احساس


چون دستـانت گرمــايي دارنـد فــرار


لبان سرخت را بايد بوسيد از دور


اين کار را بايد کرد هر روز تکرار


واژه ها در برابر خوبيهايت کم است آقا


بگذار تمامش کنم همين جا با اصرار


فقط بگويم يک کلام نداي قلبم را


که دوستت دارم، دوستت دارم بسيار بسيار ...


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387 0:57 توسط پروانه |


+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387 0:54 توسط پروانه |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 2:4 توسط پروانه |


 

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت

امیر المومنین علیه السلام

بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 14:23 توسط پروانه |



 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 23:53 توسط پروانه |


 

اگر تو نبودی عشق به چه کار می آمد و بهشت را شب و روز برای که می آراستند؟

اگر تو نبودی من همچنان در کوچه های بی مهتاب ازل محصور می ماندم و قدم بر زمین نمیگذاشتم

اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می آموخت و کدام دست موهایم را نوازش میکرد؟

اگر تو نبودی چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت؟

اگر تو نبودی چه کسی برایم از کودکی ستاره ها قصه می گفت؟

اگر تو نبودی چه کسی مرا با پروانه های عاشق آشنا میکرد؟

اگر چشمان تو نبود، اگر دستان تو نبود، اگر صدای دلنشین تو نبود، اگر لبخند تو نبود، بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست

نازنینم، ستاره بی غروب من،

بهانه ای برای نوشتن و سرودن. چشمهای زیبای تو همیشه در خاطر من است

منی که تمام هستی ام و تمام زندگی ام تو هستی

و آرزوی بزرگم قشنگترین و زیباترین خواستنی هاست برای تو

دوستت دارم ،

حتی از خورشید و ماه بیشتر ...

حتی از زندگی وجوانه های سبز بیشتر ...

 . .  .  ..  ...  

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387 23:49 توسط پروانه |


گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 0:5 توسط پروانه |


tifooses.coo.ir

كاش مرا به بوسه‏هاى دهانش
ببوسد.
عشق ِ تو از هر نوشاك ِ مستى‏بخش
گواراتر است.
عطر ِ الاولین
نشاطى از بوى خوش ِ جان ِ توست
و نامت خود
حلاوتى دلنشین است
چنان چون عطرى كه بریزد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 0:2 توسط پروانه |


باید از محشر گذشت....

 لجن زاری که من دیدم. سزای صخره هاست

 گوهر روشن دل از کان و جهانی دیگر است

 عذر میخواهم پری،   عذر میخواهم پری،

  من نمیگنجم در آن چشمان تنگ،

 با دل من آسمانها نیز تنگی میکنند.

 روی جنگلها نمی آیم فرود.

شاخه زلفی  گو مباش ،  آب دریاها کفاف

  تشنه این درد نیست.بره هایت میدوند. 

  جویباری که عزیزم راه خود گیرو برو ،

 یک شب مهتابی از این تنگنای .  بر فراز

  کوها پر میزنم،   میگذارم میروم .

 ناله خود میبرم . دردسر کم میکنم.

 چشمهائی خیره می پاید مرا،

 غرش تمساح می آید بگوش،

 کبر فرعونی و سحر سامریست،

 دست موسی و محمد با من است،

 میروی وعده آنجا که با هم روز شب را اشتیست

 صـبـح چنـدان دور نیست.... !

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387 22:56 توسط پروانه |


X

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم
منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم
ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم
تا نفس باقیست این جا انتظارت می کشم


Home
Email
Bahar20

Archives

آبان 1388

تیر 1388

خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387



Links

نازنین دلشکسته
غم و غصه سیری چند ؟
بانوان دانشگام
رهگذر پری افسا
سکوت شبانه سحر
دنیا فقط عشق
پاتوق بچه های با صفا
دفتر عشق مهدی
عاشقانه های سحر
عمو خاکی
دختری تنها
زخمی
شقایق
یا ابا صالح
عشق
ندای عشاق
من او
غروب ماه
ای آسمان با من بگو
اشکستان
عاشقانه ها
محبان مهدی
آفرین بر بهترین
بهترینهای مدل لباس و آرایش
در کوی عشق
جدیدترین عکسهای روز دنیا
زنده باد M@H
نوید عاشق
رویا در حقیقت
بیا 2 اس ام اس
تا آخرین قطره ی اشکم می نویسم
اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست
آسمانش را ...
بهترین کد های موزیک برای وبلاگ
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهاربیست


LinkDump

آرشیو پیوندهای روزانه



فالنامه

FreeCod Fall Hafez



Design by : Bahar20


Best Cod Music

تغییر شکل موس