|
می گویند می آید... کسی بر کرانه این نفرین شده زمین که سالیانیست جز تنفر از بطن آن چیزی نمی روید که خاکش به بوی ناپاک ظلم ملوس است و مردمش در کام دام های خود پرستی ها مسلول
می آید، وقتی دردها کرانه آبی زندگی را به خاکستری بنشانند و دریاها به سرخی خون تلاطم زنند و فریادها، بی فریادرس در گلو گره گردد و خورشید هم برای نورش مزدی بطلبد! + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 1:2 توسط پروانه |
آدمی اگــر پیـامبــــر هم باشــد از زبـان مردم آســوده نیسـت٬ زیرا اگر بسیار کار کند٬می گویند احمــق است؛اگـر کم کار کند٬ می گویند تنبل است؛اگر بخشش کند می گویند افراط می کند اگر جمعگرا باشد٬می گویند بخیـل است؛اگر سـاکت و خاموش باشد می گویند لال است و اگـر زبان آوری کند٬می گوینـد وّراج و پــرگوست؛اگـر روزه بــرآرد و شب ها نمــاز بخواند می گویند ریـاکـار است و اگــر نکند می گویند کــافر است و بی دین؛لــذا نباید بر حمـد و ثنـــای مــردم اعتنــا کرد و جز از خداوند نبـاید از کسی ترسید. شیخ بهایی + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 0:43 توسط پروانه |
بعضی وقتا برای فرار از خودت هم به دردسر می افتی ...بی عقل ترين کارهم طی کردن خيابون هاست ...
مثل همون باريدن بارون پنهون شدن زير چتر...من عاشـق اين بازيم! اصلا تو خواب هم همين و می بينم ! دوست دارم برم تو غار زندگی کنم اما رای زمونه نمی ذاره! مونديم ما و اين اتاق ها که جديدن کم نور بودنش مد شده! آزادی يعنی حق انتخاب زندان!! اصلا نمی گذره! من نمی دونم کدوم بی کاری نشسته اين ساعت ها رو به دقيقـه و ثانــيه و همه قرن ها رو سال و ماه روز تقسيم کرده! چقدر دلم می خواست ببينمش!چی شده؟دنيا چيزيش شده يا چشم های من چپ!!؟ باز هم همون ديوونه حرف فروش! نه...کسی با حرفاش پايان نامه نمی نويسی...به درد قاب کردن و دفتر خاطرات هم نمی خوره... + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 0:39 توسط پروانه |
عید سعید فطر بر عابدان لیله القدر و میهمانان واقعی خدا مبارک و خجسته باد + نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387 14:18 توسط پروانه |
سحـــــــر با بوسه بیدارم نمودي به لـعـل خـــود گــرفتارم نمودي نمــــــي دانم چه سازم با لب جام كه زين آتش توهـــشیارم نمودي + نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387 1:57 توسط پروانه |
چیزی کم نزاشتی برام وقتی ورق میزنم خواسته هامو توی شب قدر پارسال میبینم هرچی خواستم موبه مو ,حتی بیشتر برام مهیاکردی آخه این همه لطف و کرم رو برای کی خرج میکنی؟ فکرمیکنی اگه این کارارو برام نمیکردی نمیگفتیم:میتونی میتونی کاری کردی که زبونم لال خودمو دیگه محتاجت نمیدونم حالا امسال میخوام یه کم محتاجم کنی به خودت محتاجبم همیشه ولی گوشمو یه کم بپیجون فقط محکم نه چون طاقتم کمه حالا که خودم ازت خواستم اینو تخفیف بده + نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387 1:52 توسط پروانه |
|